یک بام و دو هوای شبکه ی استانی
وقتی " مرکز استان " در سیمای مرکز استان فراموش می شود !
وقتی " مرکز استان " در سیمای مرکز استان فراموش می شود !
برنامه های مختلف، اخبار و گزارش های مربوط به مرکز استان دراین شبکه تنها به انعکاس جلسات و همایش های اداری و خبرهای دستگاه های اجرایی خلاصه می شود و همان طور که پیش تر نیز گفته شد مشکلات و ...+ نظرات قابل تامل کاربران

اختصاصی شمال فردا - شبکه های استانی یکی از ارکان مهم رسانه ملی هستند که قادرند در تحقق توسعه ی محلی و گام نهادن در مسیر رشد و توسعه ای متوازن مثمرثمر واقع شوند؛ این مهم در استان کمتر توسعه یافته ای چون گلستان اهمیت ویژه ای می یابد که پیش شرط اساسی آن، وجود رویکرد و اندیشه ای بر مدار نگرش های علمی و واقع گرایانه است که بدون تأثیرپذیری از برخی افکار و سخنان سست بنیان و نسنجیده و قویاً بر مبنای واقعیات جاری و موجود در سطح محلی شکل پذیرد؛ این اصل با سیاست های سازمان صدا و سیما سازگاری کامل دارد اما جهت دار شدن برنامه های تولیدی و رنگ باختن مرکز استان در برنامه های سیما، عدم انعکاس بسیاری از رویدادهای حائز اهمیت-که مصادیق آن بسیارند- و در عوض پرداختن افراط گونه به برخی مباحث غیرضروری از نوعی نگاه غیرحرفه ای، تزلزل عملکردی و نبود انتظام راهبردی در سیمای مرکز گلستان حکایت دارد و ضعف مدیریت محلی این رسانه آشکار می سازد؛ بدون شک متضرر نهایی این نابسامانی، مردم هستند.
شبکه ی سبز از یک سو خود را رسانه ای بومی و استانی می نامد و عموم مردم استان را در بهره مندی یکسان از این رسانه، ذی حق می شمارد و از سویی دیگر خواسته یا ناخواسته، شهرستانی را که یک چهارم جمعیت گلستان و سهم عمده ای از چالش های استان را در برگرفته است به راحتی از یاد می برد و به جای آنکه در بازتاب مشکلات و مسائل مبتلابه مرکز اهتمام ورزد ناآگاهانه این حقیقت را به راحتی وا می نهد؛ نتیجه ی این سیاست یک بام و دو هوا به محاق رفتن موضوعات اساسی مرکز استان گلستان است.
از یک رسانه ی استانی انتظار می رود که تولیدات خود را صرفاً بر حسب اهمیت، نیازهای پیش رو و نیز یک سلسله مراتب منطقی در حوزه های مختلف، تولید و عرضه نماید. کم توجهی و در حاشیه قرار دادن برخی رویدادها و موضوعات، کارنامه ی هر رسانه ای را ناموفق جلوه خواهد داد.
اگر از کنار برخی شائبه ها درباره ی سیمای سبز بگذریم و تنها به واکاوی حقایق عینی و انکارناپذیر بپردازیم باز هم عملکرد این شبکه استانی را در مواجه با مرکز استان، قابل دفاع نخواهیم یافت. آنچنان که کمیت و کیفیت عملکرد سیمای گلستان واکنش های مختلفی را ولو به طور پراکنده از سوی برخی شهروندان و فعالان اجتماعی و فرهنگی گرگان سبب شده است؛ بسیاری از فعالان عرصه ی های مختلف در گرگان بر این باورند که به دلیل برداشت ناصحیح از معنا و مفهوم توسعه متوازن، سیمای مرکز گلستان در پیشبرد اهداف خود از نوعی راهبرد مبتنی بر "گرگان گریزی" تبعیت می کند و گاهی چنان رفتار می کند که گویا به "گرگان هراسی" دچار شده است؛ چرا که حتی الامکان از به کار بردن واژگان "گرگان و "گرگانی" به هنگام انعکاس رویدادها و موضوعات مربوطه اجتناب می شود و در آنجا که به وقت ضرورت می بایست این دو واژه را به کار گیرد "گلستان" و "گلستانی" را به جای آنان می نشاند و افتخار آفرینان و شخصیت های برجسته ی گرگان تنها با برچسب گلستانی معرفی می شوند و به همین میزان اکتفا می شود حال آنکه مثالی از رفتارهای مشابه اینچنینی درباره ی دیگر شهرهای استان نمی توان یافت و درست عکس این رویه عمل می شود؛ بازبینی اخبار و سایر برنامه های سیمای مرکز این حقیقت را روشن خواهد ساخت.
شاید این فرضیات نوعی واکنش ذهنی شهروندان گرگانی در نتیجه ی عملکرد شبکه ی استانی باشد؛ محل پرسش است که آیا رواست یک رسانه ی فراگیر، عامداً یا سهواً به گونه ای عمل کند که انحراف ذهنی خیل کثیری از مخاطبان خود را سبب شود؟ در هر حال باید اذعان کرد که شبکه استانی برخلاف رسانه های همتایش از "توجه ویژه" به مرکز استان تا حد ممکن استنکاف می ورزد. برنامه های مختلف، اخبار و گزارش های مربوط به گرگان در این شبکه تنها به انعکاس جلسات و همایش های اداری و خبرهای دستگاه های اجرایی خلاصه می شود و همان طور که پیش تر نیز گفته شد مشکلات و تنگناهای مرکز استان، کمتر مورد توجه قرار می گیرد. بسیار جالب توجه است اگر بدانیم دست اندرکاران سیمای گلستان همواره از مجریان سیما می خواهند که در هر کجا که نامی از گرگان بر زبان می آورند بدون توجه به موضوع مطرح شده و فارغ از اینکه آیا مسئله مطروحه در دیگر شهرها دارای مصداق می باشد یا خیر، بی درنگ و بی معطلی نام دیگر شهرهای استان را نیز در کنار نام گرگان قرار دهند تا مبادا دیگر شهروندان استان دلگیر شوند! اما چناچه عکس این جهت رخ دهد اهمیتی نخواهد داشت.
تمامی موارد اشاره شده واقعیاتی ملموس هستند که هر ذهن کنشگری را به نتایج مذکور رهنمون می سازد. بدون شک عدم اصلاح رویه های کنونی و اینکه سیمای گلستان بر راه و روش غیراصولی خود پافشاری می کند در ارتباط مستقیم با سکوت شهروندان فرهنگ مدار گرگانی قرار دارد

